بخش اول فصل چهارم آشنایی با شاخص های اقتصادی
چگونه می توانیم میزان فعالیت های اقتصادی را در سطح جامعه اندازه گیری کنیم ؟
اقتصاد دانان به دالیل زیر از آمارهای شاخص های اقتصادی استفاده میکنند :
1 -بررسی وضعیت موجود
2 -اندازه گیری فعالیت های اقتصادی
3 -مطالعه روند تغییرات اقتصادی
4 -بررسی نتایج سیاست های اقتصادی
اندازه گیری دقیق سنجه ها و شاخص های اقتصادی بسیار مهم است زیرا :
هرگونه اشتباه در اندازه گیری موجب اشتباه در تشخیص بیماری اقتصادی و روند بهبود آن میشود.
آمار های اقتصادی در چهار سطح بررسی و ارائه می شود:
1 -خرد
2 -کالن
3 -منطقه ای
4 -شهری
حسابداری ملی:
شاخه ای از مطالعات اقتصادی است که با ارائه شاخص های گوناگون به بررسی و اندازه گیری میزان فعالیت های اقتصادی در
سطح ملی می پردازد. ) برای مثال میزان صادرات، واردات ، مصرف ، تولید و ... را محاسبه می کند (
سازمان ها و نهاد های ارائه دهنده آمار های اقتصادی عبارتند از:
1 -مرکز آمار
2 -سازمان مدیریت و برنامه ریزی
3 -بانک مرکزی
آمار های اقتصادی و حسابداری ملی از اهمیت زیادی برخوردارند زیرا:
2
می توانند تصویری روشن از اقتصاد ، روند تغییرات اقتصادی و رفاه مردم ارائه دهند.
تولید ملی و اندازه گیری آن
مهم ترین متغیری که حسابداری ملی به مطالعه آن می پردازد تولید کل می باشد.
تولید کل عبارت است از : کل کاال و خدماتی که در طول یک سال در جامعه تولید می شود.
تولید کل نشان دهنده موارد زیر است:
1 -قدرت و توان اقتصادی جامعه
2 -درآمد و سطح رفاه جامعه
3 -میزان سرمایه گذاری و پس انداز در جامعه
4 -امکان پیشرفت جامعه در آینده
شرایط فعالیت های تولیدی از نظر حسابداری ملی عبارت اند از:
1-از بازار عبور کند.
2 -به تولید کاال وخدمات نهایی منتهی شود.
3 -قانونی و مجاز باشد.
از بازار عبور کند یعنی :
تولید کننده کاال و خدمات را در قبال دریافت پول به مصرف کننده تحویل دهد.
مثال فعالیت زنان در ادارات فعالیت تولیدی است ، اما فعالیت زنان در منزل فعالیت تولیدی نیست .
به تولید کاال و خدمات نهایی منتهی شود یعنی :
در محاسبه تولید کل فقط باید ارزش کاال های نهایی محاسبه می شود و ارزش کاال های واسطه ای محاسبه نمی گردد زیرا
ارزش کاال های واسطه ای در بطن کاالهای نهایی نهفته است و در غیر این صورت ارزش کاالهای واسطه ای دوبار محاسبه
می شود.
قانونی و مجاز باشد :
فعالیت های غیر قانونی جزء تولید کشور محاسبه نمی شوند زیرا :
1 -محاسبه آنها به معنی مشروعیت دادن به آنها است.
2 -اطالع دقیقی از این نوع فعالیت ها در دست نیست.
3
تولید ناخالص ملی و داخلی
تولید هر کشور بر بنای اینکه برای تحلیل ، مرز مهم باشد یا ملیت به دو دسته تقسیم می شود :
1 -تولید داخلی
2 -تولید ملی
تولید داخلی عبارت است از: ارزش کاال و خدماتی که در طول یک سال در یک جامعه توسط مردم کشور و خارجیان
مقیم کشور تولید می شود.
تولید داخلی = تولیدات خارجیان مقیم کشور + تولیدات مردم یک کشور
تولید ملی عبارت است از: ارزش کاال و خدماتی که مردم یک کشور در طول یک سال چه در داخل و چه در خارج از
کشور تولید میکند.
تولید ملی = تولیدات مقیمان خارج از کشور + تولیدات مردم یک کشور
GNP یا تولید نا خالص ملی عبارت است از :
ارزش پولی تمام کاال و خدمات نهایی که در طول یک سال توسط یک ملت تولید شده است بدون در نظر گرفتن استهالک .
GDP یا تولید ناخالص داخلی عبارت است از:
ارزش پولی تمام کاال و خدمات نهایی که در طول یک سال در درون مرز های جغرافیایی یک کشور تولید می شود بدون در
نظر گرفتن استهالک .
تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی از مهم ترین شاخص های اقتصادی هستند.
میزان باالی تولید ناخالص ملی و داخلی نشان دهنده موارد زیر است :
1 -قدرت اقتصادی و تولیدی بیشتر
2 -بهره وری باالتر
3 -استفاده بهینه از عوامل تولید
4 -درجه پیشرفت هر کشور
5 -سطح زندگی افراد جامعه
4
تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی هرچند از نظر تعریف باهم متفاوت اند ولی در عمل تفاوتی با
یکدیگر ندارند و به جای یکدیگر به کار می روند.
در دو دسته از کشور ها نمی توان تولید ناخالص داخلی و ملی را به جای یکدیگر به کار برد:
1 -کشورهایی که نیروی کار و سرمایه زیادی از آنها خارج می شوند . مانند لبنان
2 -کشورهایی که نیروی کار و سرمایه ای زیادی از کشورهای دیگر به آنها وارد می شوند . مانند هنگ کنگ
استهالک: بخشی از تولید کشور که در طول یک سال باید صرف هزینه های جایگزینی وتعمیر سرمایه های فرسوده شود.
= هزینه استهالک
ارزش کاال
عمر مفید کاال
مثال :
اگر کاالیی با ارزش 20000000 تومان دارای 20 سال عمر مفید باشد هزینه استهالک آن را در هرسال محاسبه کنید.
تولید ناخالص: اگر ارزش کل کاال و خدمات را در طول یک سال محاسبه کرده باشیم آن را تولید ناخالص می نامند.
تولید ناخالص = ارزش خدمات + ارزش کاال
تولید خالص: اگر هزینه استهالک را از تولید ناخالص کم کنیم تولید خالص به دست می آید .
تولید خالص = هزینه استهالک – تولید ناخالص
مثال محاسبه تولید ناخالص :
در کشوری کاالهای زیر در مدت یک سال تولید شده است با توجه به رقم این تولیدات ، تولید ناخالص و خالص داخلی این
کشور را محاسبه کنید .
مواد غذایی 40 تن از قرار هر تن 200000 ریال
ماشین آالت 350 دستگاه از قرار هر دستگاه 2000000 ریال
پوشاک 5000 عدد از قرار هر عدد 20000 ریال
خدمات ارائه شده 40000000 ریال
استهالک در هرسال 5000000 ریال
= هزینه استهالک
ارزش کاال
عمر مفید کاال
20000000
20
= 1000000
5
40 × 200000 = 8000000 موادغذایی
350 × 2000000 = 700000000 آالت ماشین
5000 × 20000 = 100000000 پوشاک
تولیدناخالص به روش هزینه ای 848000000 = 40000000 + 100000000 + 700000000 + 8000000
تولیدخالص
848000000 - 5000000 = 845000000
درآمد ملی
از آنجا که هر تولید ملی یا داخلی درآمدی برای تولیدکنندگان آن ها ایجاد می کند می توان درآمد ملی یا
داخلی را دقیقا معادل تولید دانست .
درآمد ملی: مجموع درآمدهایی که درطول یک سال نصیب ملت می شود.
درآمد ها مختلف عبارتند از :
1 -درآمد حقوق بگیران )دستمزدها(
2 -درآمد صاحبان سرمایه )قیمت خدمات سرمایه(
3 -درآمد صاحبان امالک و مستغالت )اجاره(
4 -درآمد صاحبان مشاغل آزاد
5 -سود شرکت ها و موسسات
روش های محاسبه تولید کل جامعه عبارتند از :
محاسبه تولیدکل در جامعه به سه روش انجام می شود و عدد به دست آمده در همه روش ها یکسان است.
1 -روش هزینه ای
2 -روش درآمدی
3 -روش ارزش افزوده
روش هزینه ای: اگر ارزش کاال و خدمات نهایی که به خانوارها فروخته می شود را با یکدگیر جمع کنیم تولید کل به
روش هزینه ای به دست می آید .
ارزش کل کاال ها + ارزش کل خدمات = تولید کل به روش هزینه ای
6
روش درآمدی: اگر درآمد همه فعاالن اقتصادی داخلی یا ملی را با هم جمع بزنیم تولید کل به روش درآمدی به دست
می آید .
سود + مزد + اجاره = تولید کل به روش درآمدی
روش ارزش افزوده: اگر ارزش افزوده های مراحل مختلف تولید را در بخش های مختلف اقتصادی با هم جمع کنیم
تولید کل به روش ارزش افزوده به دست می آید .
کل ارزش افزوده های بخش صنعت + کل ارزش افزوده های بخش خدمات + کل ارزش افزوده های کشاورزی = تولید کل به روش ارزش افزوده.
متولیان حسابداری ملی برای جلوگیری از اشتباه در محاسبه تولید کل ، تولید کل را با دو روش انجام داده و
نتایج آنهارا با یکدیگر مقایسه می کنند.
شاخص های نسبی
گاهی شاخص های مطلق تصویر خوبی از واقعیت ارائه نمی کنند به همین دلیل باید :
در مطالعات اماری برای دستیابی به تصویر دقیق تر و واقعی تر از شاخص های نسبی استفاده کنیم.
مثال :
اگر مسابقه وزنه برداری بین فیل و مورچه برگزار شود و فقط به عدد مطلق وزنه ای که هرکدام بلند می کنند توجه کنیم ،
قطعا همیشه فیل برنده است اما اگر رکورد وزنه انها را به نسبت وزن انها مقایسه کنیم در این صورت مورچه برنده است.
برای اینکه تصویری واقعی از میزان صادرات کشورها داشته باشیم و بتوانیم صادرات دو کشور یا یک کشور را
در طول زمان با یکدیگر مقایسه کنیم باید :
میزان صادرات هر کشور را بر تولید ملی انها تقسیم کنیم .
مثال :
تولید ناخالص داخلی جیبوتی: 1456 میلیون
صادرات جیبوتی: 5000 میلیون
صادرات نسبی:
5000
1456
= 3/43
تولید ناخلص داخلی مالزی: 326933 میلیون
صادرات مالزی : 50000 میلیون
صادرات نسبی :
50000
326933
= 0/15
با مثال باال متوجه می شویم هر چند میزان عددی صادرات مالزی از جیبوتی باالتر است اما با توجه به شاخص های نسبی
کشور جیبوتی در زمینه صادرات موفق تر از مالزی می باشد .
7
برای مقایسه درامد یا تولید ملی دو کشور باهم یا یک کشور در طول زمان باید :
درآمد یا تولید ملی را بر جمعیت تقسیم کنیم .
جمعیت کشور x : 30000 نفر
درامد ملی کشور x : 12000000 دالر
درامد سرانه کشور x :
12000000
30000
= 400
جمعیت کشورy : 20000 نفر
درامد ملی کشور y : 10000000 دالر
درامد سرانه کشور y :
10000000
20000
= 500
درآمد یا تولید سرانه : سهم متوسط هر فرد از میزان تولید یا درآمد جامعه می باشد.
بهترین شاخص ها برای مقایسه سطح زندگی و رفاه افراد جوامع مختلف عبارتند از:
1 -درآمد سرانه
2 -تولید سرانه
شاخص های سرانه بهترین شاخص ها برای مقایسه سطح زندگی جوامع می باشند زیرا:
جمعیت کشورهای جهان مختلف است و شاخص های سرانه سهم هر فرد را از تولید و درآمد جامعه مشخص می کند.
محاسبه به قیمت جاری و قیمت ثابت
شاخص های نشان دهنده تولید کل جامعه )تولید ناخالص ملی،داخلی...( بر حسب واحد پول سنجیده می شود
زیرا :
نمی توانیم کاالهای مختلفی را که در یک کشور تولید می شود ) سیب،گندم،تراکتور، کتاب( را با هم جمع بزنیم اما می
توانیم ارزش پولی آنها را محاسبه و حاصل جمع آنها را معلوم کنیم.
8
تولید کل هر سال ) به قیمت جاری ( عبارت است از :
تولید کل به قیمت جاری = قیمت کاالدر سال مورد نظر × مقدارکاالدرسال مورد نظر
کاال
سال1394 سال 1395 سال1396
مقدار قیمت مقدار قیمت مقدار قیمت
12 3200 15 3000 10 کیلو3000 سیب
15 2500 22 1500 20 عدد2000 فشرده لوح
تولید کل جامعه در سال 1394 ( به قیمت جاری ( عبارت است از:
30000=10×3000 تولید کل سیب
40000=20×2000 تولید کل لوح فشرده
70000=30000+40000 تولید کل جامعه
تولید کل جامعه در سال1395 (به قیمت جاری ( عبارت است از:
45000= 15×3000 تولید کل سیب
33000=22×1500 تولید کل لوح فشرده
78000=45000+33000 تولید کل جامعه
تولید کل جامعه درسال 1396 ( به قیمت جاری ( عبارت است از:
38400=12×3200 تولید کل سیب
37500=15×2500 تولید کل لوح فشرده
75900=37500+38400 تولید کل جامعه
اگر بخواهیم تولید کل سال1394 را با سال 1395 مقایسه کنیم متوجه می شویم که تولید کل در سال 1395
نسبت به سال 1394 ، 8000 واحد افزایش یافته است اما با نگاهی به اعداد جدول متوجه می شویم که مقدار
تولید سیب ثابت مانده و تولید لوح فشرده نیز کاهش یافته است پس این افزایش تولید به چه دلیل است؟
دلیل آن افزایش قیمت درسال 1395 می باشد و هیچ افزایش تولیدی را به همراه نداشته است.
راه حل اقتصاددانان برای از بین بردن اثر قیمت در محاسبه تولید کل : سال معینی را به عنوان »سال پایه«
انتخاب می کنند و ارزش تولیدات هر سال را بر حسب قیمت کاال و خدمات در سال پایه محاسبه می کنند .
در مثال باال اگر سال 94 را به عنوان سال پایه در نظر بگیریم تولید کل به قیمت ثابت در سال 95 و 96 به
شرح زیر می باشد .
9
تولید کل هر سال ) به قیمت ثابت ( عبارت است از :
تولید کل به قیمت ثابت = قیمت کاالدر سال پایه × مقدارکاالدرسال مورد نظر
تولید کل جامعه در سال1395 (به قیمت ثابت ( عبارت است از:
30000= 10×3000 تولید کل سیب
30000= 20×1500 تولید کل لوح فشرده
60000= 30000+30000 تولید کل جامعه
تولید کل جامعه درسال 1396 ( به قیمت ثابت ( عبارت است از:
32000=10×3200 تولید کل سیب
50000=20×2500 تولید کل لوح فشرده
82000=50000+32000 تولید کل جامعه
اقتصاد دانان برای محاسبه شاخص های زیر از متغیر هایی با قیمت ثابت استفاده می کنند:
1 -تولید کل
2 -صادرات
3 -واردات
4 -مصرف
اقتصاددانان به سیاست گذاران، اهالی رسانه و مردم توصیه می کنند هرگاه پای مقایسه در میان است برای
محاسبه شاخص ها از متغیر هایی با قیمت ثابت استفاده می کنند زیرا :
استفاده از متغیرهای اسمی به جای متغیر های واقعی بسیار غلط انداز است.
مثال:
اگر رسانه ها افزایش صادرات کشور را 20/0 اعالم کرده باشند و تورم جهانی در همان زمان 30/0 اعالم شده
باشد نه تنها کشور با افزایش صادرات روبرو نبوده بلکه 10/0 کاهش نیز داشته است.
مثال:
اگر دستمزد کارکنان دولت 10/0 افزایش یابد و در همان زمان تورم 10/0 باشد در واقع قدرت خرید مردم
تغییری نکرده و این افزایش بی معنی می باشد.
مثال:
اگر سود سپرده بانک ها 12/0 باشد و در همین زمان تورم 12/0 باشد در واقع فقط 2/0 سود واقعی به مردم
پرداخت شده است.
وبلاگ معلم جامعه شناسی در زمینه سوالات علوم اجتماعی متوسطه طراحی شده است.وسعی بر این شده مجموعه سوالات جامع در این زمینه برای همکاران بزرگوار ودانش آموزان عزیز جمع آوری شود.